تبليغاتX
چرندیات افسانه - خوب و بد

چرندیات افسانه

گاهی دلتنگی...گاهی لبخند

ميگفت: هيچ وقت به آدما خوبي نكن

گفتم :چرا؟

گفت: چون خوبي يادشون نميمونه!

سكوت كردم.

دوباره گفت: بدي هم هيچوقت بهشون نكن.

گفتم :چرا؟

گفت: چون بدي خيلي خوب يادشون ميمونه!

گفتم: من از خيلي از اين آدمكهاي دوپا متنفر شدم.

خنديد و گفت: تو و تنفر محاله. تو هيچوقت نميتوني از كسي متنفر بشي!

هيچي نگفتم. فقط نگاش كردم و دلم گرفت...

شايد راست ميگفت اما آخه چرا؟

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 10:34 توسط افسانه |