|
|
|
گاهی دلتنگی...گاهی لبخند
|
هر وقت قراره باشه از توي ظرف شكلات يه شكلات رو براي خوردن انتخاب كنم شكلاتي كه با طعم قهوه باشه رو انتخاب ميكنم ! نميدونم چرا ولي هميشه شكلاتهاي تلخ رو به شكلاتهاي شيرين ترجيح ميدم . توي خونه ما هميشه شكلاتهايي كه با طعم قهوه باشن اول و آخر مال خودم هستن چون هيچكسي ميل به خوردنش نداره !!!! ديشب با خودم فكر ميكردم زندگي هم مثل يه شكلات ميمونه و خدا از توي ظرف هستي به هر كدوم از بنده هاش فقط يه شكلات داده كه طعم هاشون با هم ديگه متفاوته...همه ي آدما فقط ظاهر شكلات رو ميبينن و در مورد طعم شكلات ديگران قضاوت ميكنند اما هيچكس جز اون كسي كه شكلات زير زبونشه و داره اونو مزه مزه ميكنه نميتونه طعم واقعي شكلات رو حس كنه... شكلات زندگي بعضيا خيلي شيرينه اونقدر شيرين كه از همون اول شيرينيش دل رو ميزنه ! شكلات زندگي بعضيا هم از اول تا آخرش تلخه ! مال بعضيا آبنباتيه و دير تموم ميشه و مال بعضيا هم تا ميخوان مزه اش رو حس كنن ميبينن تموم شده !!! اما بعضيا هم شكلاتهاي مغزدار نصيبشون ميشه اولش يا تلخه يا هيچ مزه ي خاصي نداره اما آخرش وقتي به مغز شكلات ميرسن خيلي شيرين و خوشمزه ميشه !!! زندگي واسه منم گاهي تلخ ميشه حتي تلخ تر از طعم قهوه ! اما به هر حال من اونو يه شكلات ميدونم كه خدا بهم داده و اميدوارم كه اين شكلات يه شكلات مغزدار باشه!
+ نوشته شده در شنبه دوم خرداد 1388ساعت 15:57 توسط افسانه |