تبليغاتX
چرندیات افسانه

چرندیات افسانه

گاهی دلتنگی...گاهی لبخند

باز هم بی خوابی زده به سرم.پنجره اتاقم رو باز میکنم و به شهری که در این سکوت دوست داشتنی به خواب رفته خیره میشم.به چراغ های خاموش و خونه های ساکت...

چه شب ترسناک و در عین حال دوست داشتنیه. نسیم خنکی که می وزه صورتم رو نوازش میکنه و بین موهام جریان پیدا میکنه و حس قشنگی رو تو همه وجودم بیدار میکنه.

بعضی شبا چنان از فرط خستگی پلکهام همدیگه رو در آغوش میگیرند که خودم هم متوجه این هم آغوشی نمیشم اما امشب فکر میکنم خواب با چشمهای من قهر کرده! تنها چیزی که تو این اتاق کوچیک سکوت رو میشکنه صدای قدمهای ثانیه شمار ساعتمه. هر چه قدر هم که شبا برای من ترسناک باشند به حالم فرقی نمیکنه چون من عاشق شبها و آرامشی هستم که در خود دارند. شبها رو دوست دارم چون میتونم فارغ از هر گونه دغدغه و نگرانی به همه اون چیزهایی فکر کنم که در روز فرصتی برای پرداختن بهشون نداشتم. شبها رو دوست دارم چون با اومدنشون آرامش بی نظیری رو برام به ارمغان میارند که در روز پیدا نمیکنم. شبها رو دوست دارم چون...

دلم میخواست میتونستم همه ی احساساتم رو اینجا بنویسم اما ندایی از درون بهم میگه که باید احساسات بدون حد و مرزت رو در همین چند جمله محبوس کنی.

به راستی اگه این سه نقطه ای ها آفریده نمیشد من باید بعضی از حرفام رو کجا پنهون میکردم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفتم مرداد 1386ساعت 3:33 توسط افسانه


در این چند روز گذشته به تماشای چند تا فیلم ایرانی قدیمی ( قبل از انقلاب) و چند تا فیلم ایرانی جدید (مربوط به یکی دو سال گذشته) پرداختم. اما نکته ای که با دیدن این فیلمها متوجه شدم شاید نوشتنش اهمیت چندانی نداشته باشه ولی برای خودم خیلی جالب بود. و اون اینه که در همه فیلمهای قدیمی که من دیدم زن ها همسرانشون رو ( آقا ) صدا میکردند و مردها اونها رو به اسم صدا میکردند اما دقیقا عکس این موضوع در مورد فیلمهای جدید صدق میکرد. یعنی زنها همسرانشون رو به اسم صدا میکردند و مردها اونها رو ( خانوم ) صدا میکردند. پی بردن به همین نکته ی کوچیک از سویی برام خیلی جالب بود و از جهت دیگه چند ساعتی ذهنم رو پر کرده بود و به این فکر میکردم که از همین نکته ی بی اهمیت هم میشه فهمید که جامعه ی قدیم مرد سالاری بوده...

اما امروز چی؟

شاید اگر کسی بخواد سفسطه کنه با توجه به همین نکته ادعا کنه که یقینا جامعه ی امروز هم زن سالاریه!

حالا اگر خانومها به خاطر اینکه نسبت به گذشته تحصیلات بالاتری دارند و  بیشتر در جامعه حضور پیدا میکنند و به همین دلیل بهتر میتونند از حقوق خودشون دفاع کنند و یا عده ای ادعای فمینیست بودن دارند که دلیل بر زن سالاری بودن جامعه نیست! به نظر من که در عصر حاضر هم هنوز خانومها از ظلم و ستم آقایون در امان نیستند و این موضوع چیزی نیست که به راحتی قابل کتمان باشه در این صورت باید خط بطلان به رویای همه دخترانی کشید که در روز بارها آرزوی پسر بودن میکنند. رو در بایستی که ندارم بعضی وقتها خود من هم آرزو میکنم که ای کاش پسر آفریده شده بودم ( آخرین بار هم همین چند روز پیش بود) اما در شرایط فعلی به گناه دختر بودن باید خیلی از مسائل رو در این جامعه تحمل کرد و دم نزد.

+ نوشته شده در سه شنبه دوم مرداد 1386ساعت 17:30 توسط افسانه |